معنی کلمه : برای یک لحظه ازادی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
- برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند
- برای یک دستمال قیصریه را به اتش کشیدن
- واحد کیفی صدا برای یک شنونده
- صد و یک راه برای ذله کردن پدرومادرها
- اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
- ادیوس امریکا برنامه چپ برای تبدیل کشورمان به یک جهنم دره جهان سومی
- ارسال یک اگهی تسلیت برای روزنامه
- الگوریتم مقیاس دهی گبو برای کوتاه ترین مسیرها از یک مبدا واحد
- انتقام گیری برای یک سامورایی
