معانی کلمه : براوو
فرهنگ عمید
آفرین، مرحبا، زه، به به، دستخوش.
فرهنگ معین
(بِ وُ ) [ فر. ] (صت . ) آفرین ، مرحبا.
فرهنگ فارسی
زه . آفرین . مرحبا . احسنت .
دانشنامه عمومی
آفرین
مترادف و متضاد
bravo! (صوت)
افرین، براوو، بارک الله، شاباش، مریزاد، هورا، به به
فرهنگ فارسی ساره
آفرین
