معانی کلمه : براوردگر
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
برآوردگر
{estimator} [آمار، ریاضی] تابعی از مشاهدات آماری که به عنوان تقریب زنندۀ پارامتر یک توزیع به کار می رود
{estimator} [آمار، ریاضی] تابعی از مشاهدات آماری که به عنوان تقریب زنندۀ پارامتر یک توزیع به کار می رود
