Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : براه اوردن

تلفظ بین المللی : /berˈɑh ovˈordan/ تلفظ :‌ [beR'Ah ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • براه آوردن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
  • فرصتی برای به یاد اوردن
  • بره کلاه بیاره سر را با کلاه می اورد
  • براه
  • براه انداختن
  • براه آمدن
  • براه استادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( براه آوردن ) براه آوردن. [ ب ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + راه + آوردن ) ارشاد کردن. هدایت کردن.

فرهنگ فارسی

( براه آوردن ) ارشاد کردن هدایت کردن .

کلمات مرتبط

  • براه آوردن
  • حرص واز برای بدست اوردن مال
  • اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
  • فرصتی برای به یاد اوردن
  • بره کلاه بیاره سر را با کلاه می اورد
  • براه
  • براه انداختن
  • براه آمدن
  • براه استادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات