۱. برقدار؛ درخشان؛ تابان.
۲. بسیاردرخشنده.
۱. در روایات اسلامی، اسبی بالدار با صورتی مانند انسان که پیامبر در شب معراج بر آن سوار شد.
۲. [مجاز] اسب تندرو.
(بُ) (ص .) خشمگین ، عصبانی .
(بَ رَّ) [ ع . ] (ص .) درخشان ، درخشنده .
( ~.) ( اِ.) 1 - اسب تیزرو. 2 - مرکب رسول الله.
تکیه ای: barâq
طاری: barâq
طامه ای: barâq
طرقی: barâq
کشه ای: barâq
نطنزی: barâq
اسبتیزرو
درخشان، درخشنده
مرکوبحضرت محمد (ص) (در شب معراج) مرکبحضرت رسول (ص)
تابان، درخشان، روشن، ساطع، شفاف، متلالی، مشعشع ≠ تار، تیره، کدر، مات
۱. اسبتیزرو
۲. مرکوبحضرت محمد (ص) (در شب معراج) مرکبحضرت رسول (ص)
درخشان، درخشنده