Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : براغ

تلفظ بین المللی : /berˈɑq1/ تلفظ :‌ [beR'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • برآغالیدن
  • براغالیدن
  • آلان براغوش
  • الان براغوش
  • حشیشه البراغیث
  • برآغالانیدن
  • برآغالانیده شدن
  • برآغالش
  • براغالانیده شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

براغ.[ ب ُ ] ( ص ) فربه و با موی گردن پرپشت و یکدست مخملی ، و آن صفتی است گربه را. براق. رجوع به براق شود.
- براغ شدن بر کسی ؛ براق شدن. بخشم به او نگریستن. با خشم و غضب به سوی او متوجه شدن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فربه و با موی گردن پر پشت و یکدست مخملی و آن صفتی است گربه را .

کلمات مرتبط

  • برآغالیدن
  • براغالیدن
  • آلان براغوش
  • الان براغوش
  • حشیشه البراغیث
  • برآغالانیدن
  • برآغالانیده شدن
  • برآغالش
  • براغالانیده شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات