کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه براش | کلماتور
معانی کلمه : براش
تلفظ بین المللی :
/bˈarɑʃ/
تلفظ :
[b'aRAS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
براش فرک ویرجینیای غربی
براش پارک
براش پرایری واشینگتن
براش کریک اکلاهما
براش کریک کالیفرنیا
براش کلرادو
بهر و براش
اسکات براش
اوهایو براش کریک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
براش. [ ب َ ] ( اِمص ) پاشیدن. ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). ترشح. || فرونشاندن. ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). || ( اِ ) خراش و زخم. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( برهان ).
فرهنگ فارسی
پاشیدن یا فرو نشاندن .
واژه نامه بختیاریکا
دادن؛ تقسیم؛ بخشش؛ بَهش و براش؛ بهر و براش
کلمات مرتبط
براش فرک ویرجینیای غربی
براش پارک
براش پرایری واشینگتن
براش کریک اکلاهما
براش کریک کالیفرنیا
براش کلرادو
بهر و براش
اسکات براش
اوهایو براش کریک
نظرات