Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : براستا

تلفظ بین المللی : /berˈɑstˈɑ/ تلفظ :‌ [beR'Ast'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • دُش بَراُست
  • راست براست
  • روش باستان شناختی
  • رژیم برافتاده
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

براستا. [ ب ِ ] (ص ، اِ) رهنمای دانا و هشیار. (آنندراج ).

براستا. [ ب ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: ب + راستا ) براستای. در حق. درباره ٔ. درباب.( فرهنگ فارسی معین ) : اینک عنان با عنان تو نهادم مکافات این مکرمت را که براستای من کردی. ( تاریخ بیهقی ). و هارون براستای وی ( فضل برمک ) آن نیکویی فرمود کز حد بگذشت. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 415 ).براستا. [ ب ِ ] ( ...

فرهنگ معین

(بِ ) (حراض . مر. ) = براستای : در حق ، دربارة ، درباب .

کلمات مرتبط

  • دُش بَراُست
  • راست براست
  • روش باستان شناختی
  • رژیم برافتاده
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات