Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : براتی

تلفظ بین المللی : /barˈɑti/ تلفظ :‌ [baR'Ati]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • براتی عباسعلی
  • بیژن براتی
  • پرویز براتی
  • قنات کلاته براتی گناباد
  • مینو براتی
  • نصرت الله براتی
  • براتیانو یون
  • براتیسلاوا
  • براتین والتر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

براتی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به برات. وجه برات. ( آنندراج ). || جامه کهنه و امثال آن باشد زیرا که امثال این چیزها در وجه برات دهند. ( انجمن آرا ). جامه کهنه و امثال آن که در وجه برات مواجب بمردم دهند. ( برهان ) ( از فرهنگ فارسی معین ) : براتی پوش اندام تو سیم است برادرزاده زلفت نسیم است.دهلوی ( از انجمن آرا ).از این شعر چنین مفهوم میشود که براتی پوش ملازمانی اند که قابل آن نیستند که از جامه خان...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- جام. کهنه و مانند آن که در وجه برات مواجببمردم دهند.۲- مردمی که در عروسی همراه داماد بخان. عروس روند .

کلمات مرتبط

  • براتی عباسعلی
  • بیژن براتی
  • پرویز براتی
  • قنات کلاته براتی گناباد
  • مینو براتی
  • نصرت الله براتی
  • براتیانو یون
  • براتیسلاوا
  • براتین والتر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات