معانی کلمه : برابر شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) متفق شدن متحد گشتن .
مترادف و متضاد
مطابقت کردن
مساویشدن، یکسان شدن، مطابق شدن
مواجهشدن، روبهرو شدن، رویارو شدن
همتا شدن، همردیف شدن، همپایه شدن
مساوی شدن، به تساوی دست یافتن، به تساوی رسیدن
۱. مواجهشدن، روبهرو شدن، رویارو شدن
۲. مساویشدن، یکسان شدن، مطابق شدن
۳. مطابقت کردن
۴. مساوی شدن، به تساوی دست یافتن، به تساوی رسیدن
۵. همتا شدن، همردیف شدن، همپایه شدن
