کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برائت-کردن | کلماتور
معنی کلمه : برائت کردن
تلفظ بین المللی :
/berˌɑʔat kˈardan/
تلفظ :
[beR,A?at k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برات را نزول کردن
بیش از اعتبار برات کردن
برائت
برائت جستن
برائت ذمه
برائت یافتن
برائت از مشرکین
برائت استهلال
برائت از مشرکان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
acquit
(فعل)
تبرئه کردن، روسفید کردن، برطرف کردن، ادا کردن، از عهده برامدن، انجام وظیفه کردن، پرداختن و تصفیه کردن، ادای نمودن، برائت کردن
کلمات مرتبط
برات را نزول کردن
بیش از اعتبار برات کردن
برائت
برائت جستن
برائت ذمه
برائت یافتن
برائت از مشرکین
برائت استهلال
برائت از مشرکان
نظرات