معانی کلمه : بر فرودی
لغت نامه دهخدا
برفرودی. [ ب َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) اختلاف. تمایز. اختلاف مراتب و درجات :
برفرودی بسی است در مردم
گرچه از راه نام هموارند.برفرودی اندر مزاج مردمان بسیار است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). برفرودی را دو طرف است و هر طرفی را حدیست. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
برفرودی بسی است در مردم
گرچه از راه نام هموارند.برفرودی اندر مزاج مردمان بسیار است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). برفرودی را دو طرف است و هر طرفی را حدیست. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
اختف تمایز .
