کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بر خزیدن
تلفظ بین المللی :
/bar xazˈidan/
تلفظ :
[baR xaz'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برخزیدن
برگزیدن و جدا کردن
برازیدن
برزیدن
برگزیدن
بخزیدن
کام برخیزیدن
برازیدنی
برخشیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برخزیدن. [ ب َ خ َدَ ] ( مص مرکب ) خزیدن بسوی بالا. مقابل فروخزیدن. ( یادداشت مؤلف ). خزیدن به برسو. رجوع به خزیدن شود.
فرهنگ فارسی
خزیدن بسوی با مقابل فرو خزیدن .
کلمات مرتبط
برخزیدن
برگزیدن و جدا کردن
برازیدن
برزیدن
برگزیدن
بخزیدن
کام برخیزیدن
برازیدنی
برخشیدن
نظرات