کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-خاک-افتادن | کلماتور
معانی کلمه : بر خاک افتادن
تلفظ بین المللی :
/bar xˈɑk oftˈɑdan/
تلفظ :
[baR x'Ak oft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بخاک افتادن
بخاک هلاک افتادن
بخاک افتاده
بر خاک افکندن
بر خاک انداختن
بر خاک نشاندن
بر خاک نشستن
سر بر اوردن محصول از دل خاک
سر بر اوردن گیاهان از دل خاک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بر خاک افتادن. [ ب َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بر خاک نشستن. کنایه از خوار و بی اعتبار شدن. ( آنندراج ) :
چون خاک رهت شدم مزن بانگ درشت
حیف است که آواز تو بر خاک افتد.
حافظ.
فرهنگ فارسی
برخاک نشستن کنایه از خوار و بی اعتبار شدن .
کلمات مرتبط
بخاک افتادن
بخاک هلاک افتادن
بخاک افتاده
بر خاک افکندن
بر خاک انداختن
بر خاک نشاندن
بر خاک نشستن
سر بر اوردن محصول از دل خاک
سر بر اوردن گیاهان از دل خاک
نظرات