کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بر اکنده
تلفظ بین المللی :
/bar ˈaːkandˌe/
تلفظ :
[baR 'a:kand,e]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انده بر
بر ارنده
بر افکنده
بر اکندن
بر اکنیده
برآکنده
برازنده عبدالحسین
لباس برازنده
براینده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( برآکنده )
برآکنده. [ ب َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب /نف مرکب ) انباشته. فراهم آمده. رجوع به آکنده شود.
فرهنگ فارسی
( بر آکنده )
انباشته فراهم آمده .
کلمات مرتبط
انده بر
بر ارنده
بر افکنده
بر اکندن
بر اکنیده
برآکنده
برازنده عبدالحسین
لباس برازنده
براینده
نظرات