Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بدگوشت

تلفظ بین المللی : /bˈadɡuʃt/ تلفظ :‌ [b'adguSt]
لغت نامه دهخدا
  • بدگوشتی
  • بدوشتن
  • بد گوشت
  • بوگوشتسه
  • کووالوو بوگوشتسه
  • اوستا بدوش بازی
  • شکستگی بدجوش خورده
  • بدشت
  • بدنورتس یوهانس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بدگوشت . [ ب َ ] (ص مرکب ) بدخلق . کج خلق .بدادا. نچسب . تلخ . دیرپیوند. آنکه دیر مأنوس و مألوف شود. آنکه برای بازی و مزاح با دوستان همراهی نکند. آنکه با مردمان کم آمیزد. آنکه با دوستان مرافقت نکند. آنکه بملاطفت نرم و مهربان نشود. (از یادداشتهای مؤلف ). || آنکه جراحت تن او دیر بهبودو التیام پذیرد. مقابل خوش گوشت . (یادداشت مؤلف ).


کلمات مرتبط

  • بدگوشتی
  • بدوشتن
  • بد گوشت
  • بوگوشتسه
  • کووالوو بوگوشتسه
  • اوستا بدوش بازی
  • شکستگی بدجوش خورده
  • بدشت
  • بدنورتس یوهانس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات