Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدکاره

تلفظ بین المللی : /badkˈɑre/ تلفظ :‌ [badk'ARe]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بدکاره بودن
  • زن بدکاره
  • ادم بیکاره
  • ادم بیکاره و مهمل
  • بدکارگی
  • بکارهای اجتماعی تخصیص دادن
  • زن بدکار
  • زن شریر و بدکار
  • بیکاره
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بدکاره. [ ب َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بدعمل ( زن ). زن تباهکار.زانیه. هرزه. فاجر. ( یادداشت مؤلف ) : زاهد... خانه زن بدکاره ای مهمان شد. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ معین

( ~. رِ ) (ص مر. ) ۱ - آن که مرتکب کارهای بد شود، بدکردار. ۲ - شریر، موذی . ۳ - فاسق ، زناکار، روسپی .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه مرتکب کارهای بد شود بد کردار بد عمل بد فعل بدفعال. ۲ - شریر موذی . ۳ - فاسق فاجر زنا کار لواط کننده .
زن تبهکار هرزه .

مترادف و متضاد

quean (اسم)
فاحشه، دختر، بدکاره

واژه نامه بختیاریکا

دُز و خیز
بَدَنگ
بَنُّم؛ سوپل؛ هَمه دَنگِه؛ اُمنه ای

کلمات مرتبط

  • بدکاره بودن
  • زن بدکاره
  • ادم بیکاره
  • ادم بیکاره و مهمل
  • بدکارگی
  • بکارهای اجتماعی تخصیص دادن
  • زن بدکار
  • زن شریر و بدکار
  • بیکاره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات