کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بدون خود خواهی
تلفظ بین المللی :
/bedˈuːn xod xˈɑhi/
تلفظ :
[bed'u:n xod x'Ahi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از جای خود برون کردن
مراقب خود بودن
ارث پدر یا بابای خود را طلبکار بودن یا خواستن
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
سر در یا توی لاک خود فروبردن یا سر کسی در یا توی لاک خود بودن
بسر خود بودن
راستی از چاه خود برون می اید
قطعى بودن یا ظنى بودن دلالت ظواهر بر معانى خود
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
unselfish
(صفت)
متواضع، بدون خود خواهی، ناخودخواه
کلمات مرتبط
از جای خود برون کردن
مراقب خود بودن
ارث پدر یا بابای خود را طلبکار بودن یا خواستن
پی دادن غریبان خود رفتن یا بودن
در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
سر در یا توی لاک خود فروبردن یا سر کسی در یا توی لاک خود بودن
بسر خود بودن
راستی از چاه خود برون می اید
قطعى بودن یا ظنى بودن دلالت ظواهر بر معانى خود
نظرات