Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بده و بستان

تلفظ بین المللی : /bˈedeː vˈa bˈostɑn/ تلفظ :‌ [b'ede: v'a b'ostAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
  • جداسازی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق ان به استان فارس
  • بدهوبستان
  • کت بده کلاه بده دو قورت و نیم بالا بده
  • بایست و تحویل بده
  • نشان بده و تعریف کن
  • البدء و التاریخ
  • رد و بد
  • زن و بچه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بده و بستان. [ ب ِ دِ هَُ ب ِ ] ( اِ مرکب ) بده بستان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بده بستان شود.

فرهنگ فارسی

بده بستان .

کلمات مرتبط

  • سر را به دست بستن به منظور جلوگیری از تیزروی و چابکی بعلاوه کنترل بیشتر بر حیوان
  • جداسازی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق ان به استان فارس
  • بدهوبستان
  • کت بده کلاه بده دو قورت و نیم بالا بده
  • بایست و تحویل بده
  • نشان بده و تعریف کن
  • البدء و التاریخ
  • رد و بد
  • زن و بچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات