کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدندون | کلماتور
معانی کلمه : بدندون
تلفظ بین المللی :
/bedˈanduːn/
تلفظ :
[bed'andu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
کلمات مرتبط
باندونگ
باندونگ کنفرانس
بذندون
برندون چارلز
لب بدندان گزیدن
اجا بندون
جامه بدندان گر
جامه بدندان گرفتن
بدندان
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
لغت نامه دهخدا
بدندون. [ ب َ دَ ن ْ ] ( اِخ ) / بذندون.دهی است از بلاد نغر نزدیک طرطوس. مأمون خلیفه عباسی در آنجا مرد و به طرطوس نقل گردید. ( مجمل التواریخ و القصص ص 355 و 453 و معجم البلدان ذیل
بذندون
).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:بذندون
wikijoo:
بدندون
کلمات مرتبط
باندونگ
باندونگ کنفرانس
بذندون
برندون چارلز
لب بدندان گزیدن
اجا بندون
جامه بدندان گر
جامه بدندان گرفتن
بدندان
نظرات