Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدمستی

تلفظ بین المللی : /badmˈasti/ تلفظ :‌ [badm'asti]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدرستی
  • بدمست
  • کار را بدرستی انجام دادن
  • کار را بدرستی انجام ندادن
  • بدمستان
  • جان بامستید
  • بمستیقنین
  • زر بدست
  • باستیا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدمستی. [ ب َ م َ ] ( حامص مرکب ) عربده و هرزه گویی و بدخویی هنگام مستی و شهوت پرستی. ( ناظم الاطباء ) : اندر ایشان تافته هستی تواز نفاق و ظلم و بدمستی تو.مولوی.بیا در زمره رندان به بی باکی و می درکش که بدمستی نمی داند بجز فریاد عود آنجا.عرفی.- بدمستی کردن ؛ عربده جویی و بدخویی و هرزگویی کردن در هنگام مستی : من می خورم و تو می کنی بدمستی.( منسوب به خیام ).ترکی مست به اندرون دستور آمد و مردم از او ...

فرهنگ عمید

شرارت و عربده کشی در حالت مستی.

فرهنگ فارسی

عمل بدمست

مترادف و متضاد

عربدهجویی، عربدهکشی، هرزهگویی


کلمات مرتبط

  • بدرستی
  • بدمست
  • کار را بدرستی انجام دادن
  • کار را بدرستی انجام ندادن
  • بدمستان
  • جان بامستید
  • بمستیقنین
  • زر بدست
  • باستیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات