معانی کلمه : بدشانس
فرهنگ معین
( ~. ) (ص . ) بداقبال ، آن که اغلب حوادث ناگوار در زندگی اش رخ می دهد. مق . خوش شانس .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بداقبال، بدطالع، پیشانیسیاه، سیاهپیشانی ≠ اقبالمند، خوششانس، خوشطالع
star-crossed (صفت)
بدشانس، دارای ستاره نحس
