Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بدررو

تلفظ بین المللی : /bedˈarroː/ تلفظ :‌ [bed'aRRo:]
لغت نامه دهخدا
  • علی بدراوی
  • فرایند بادَررو
  • بدرودها
  • بردرو خربراند
  • ایین بدرود و دعای خیر
  • بدرودگویی
  • بدرون کشیدگی
  • جذب شده بدرون
  • بدرود
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بدررو. [ ب ِ دَ رُو ] ( اِ مرکب ) یک قسم از تنبوشه آبگذر. ( ناظم الاطباء ). موری. رهگذر آب. ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • علی بدراوی
  • فرایند بادَررو
  • بدرودها
  • بردرو خربراند
  • ایین بدرود و دعای خیر
  • بدرودگویی
  • بدرون کشیدگی
  • جذب شده بدرون
  • بدرود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات