کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدرجه-اشرافی-رسیدن | کلماتور
معنی کلمه : بدرجه اشرافی رسیدن
تلفظ بین المللی :
/bedarˈadʒeː aːʃrˈɑfi rˈesidˌan/
تلفظ :
[bedaR'adZe: a:SR'Afi R'esid,an]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بدرجه اغراق امیزی بزرگ کردن
وابسته بدرجه حرارت هسته اتمی
وابسته بدرجه دوم هم چندی
بدره ای فریدون
بدره شهر
مدیریت بدره
بدرجهء خدایی پرستیدن
بدرقه کردن
مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
peer
(فعل)
برابر کردن، بدرجه اشرافی رسیدن، بدقت نگریستن، نمایان شدن، بنظر رسیدن، هم درجه کردن، برابر بودن با
کلمات مرتبط
بدرجه اغراق امیزی بزرگ کردن
وابسته بدرجه حرارت هسته اتمی
وابسته بدرجه دوم هم چندی
بدره ای فریدون
بدره شهر
مدیریت بدره
بدرجهء خدایی پرستیدن
بدرقه کردن
مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
نظرات