معانی کلمه : بدر جمالی
لغت نامه دهخدا
بدر جمالی. [ ب َ رِ ج َ ] ( اِخ ) ابوالنجم بدربن عبداﷲ. امیرالجیوش و وزیر المستنصر باﷲ خلیفه فاطمی مصر و اصلا ارمنی بود در سال 466 هَ. ق. بوزارت رسید و در سال 487 پنج ماه پیش از مرگ مستنصر درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 1 ص 140 مؤلف ).
