معانی کلمه : بدخش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی لعل که از معادن بدخشان، ناحیهای در شرق افغانستان، استخراج میشده.
〈 بدخش مذاب: [قدیمی، مجاز]
۱. شراب سرخ.
۲. لعل: ◻︎ صبح ستارهنمای، خنجر توست اندر آن / گاه درخش جهان، گاه بدخش مذاب (خاقانی: ۴۸).
فرهنگ فارسی
مخفف بدخشان بدخشان که دارای معدن لعل و ط میباشد و گوسپند آنجا ببزرگی معروف است .
