Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدبوی

تلفظ بین المللی : /badbˈuje/ تلفظ :‌ [badb'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گراز بدبوی بزرگ
  • گراز بدبوی لب سفید
  • گراز بدبوی چاکویی
  • گراز بدبوی یقه دار
  • گورکن بدبوی سوندا
  • گورکن بدبوی پالاوان
  • مرغ باران بدبوی جنوبی
  • مرغ باران بدبوی شمالی
  • بدبویی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بدبوی. [ ب َ ] ( ص مرکب ) آنچه بوی بد دهد. متعفن. گندیده. بویناک. مقابل خوشبوی و معطر. ( فرهنگ فارسی معین ). عفن. کریه الرایحة. گنده. ( یادداشت مؤلف ). مُنْتُن ، مِنْتین ؛ بدبوی. ( منتهی الارب ). و رجوع به بدبو شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که بوی بد دهد متعفن گندیده بویناک مقابل خوشبوی معطر .

کلمات مرتبط

  • گراز بدبوی بزرگ
  • گراز بدبوی لب سفید
  • گراز بدبوی چاکویی
  • گراز بدبوی یقه دار
  • گورکن بدبوی سوندا
  • گورکن بدبوی پالاوان
  • مرغ باران بدبوی جنوبی
  • مرغ باران بدبوی شمالی
  • بدبویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات