کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بدام انداختن
تلفظ بین المللی :
/bedˈɑm andˈɑxtan/
تلفظ :
[bed'Am and'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بدام عشق انداختن
بوسیله تطمیع بدام انداختن
بدام افکندن
بدام اندازی
بدام کشیدن
دژ برام
ذات البشام
شاه بداغ
سان بدان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
enticement (اسم)تطمیع، فریب، اغوا، بدام انداختنtrapping (اسم)بدام انداختن، در تله اندازی، تله گذاری، تجملات و تزئینات، بدام اندازیmesh (فعل)گیر انداختن، بدام انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، درهم گیرافتادن، تور مانند یا مشبک کردنtrap (فعل)بدام انداختن، در تله انداختنsnare (فعل)بغرنج کردن، بدام انداختن، گوریده شدن، با تله گرفتنdecoy (فعل)فریفتن، بدام انداختنinveigle (فعل)سرگرم کردن، فریفتن، بدام اند...
کلمات مرتبط
بدام عشق انداختن
بوسیله تطمیع بدام انداختن
بدام افکندن
بدام اندازی
بدام کشیدن
دژ برام
ذات البشام
شاه بداغ
سان بدان
نظرات