Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بداسقان

تلفظ بین المللی : /bedˈɑseq1ˌɑn/ تلفظ :‌ [bed'Aseq1,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باسقان
  • بدسقان
  • الباسان
  • روش باستان شناختی
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بداسقان. [ ب َ ] ( معرب ، اِ ) بیونانی حشیشی است گرم و خشک و آنرا بعربی کف الکلب خوانند. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). بدسغان بدشغان. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). معرب از بذستکان فارسی و آن گیاهی است شبیه ببردی و زردرنگ ذهبی و باریکتر از بردی و از آن نرمتر و منبت او نیزارها و در آبهای ایستاده و اهل زنج دست برنجن از آن می سازند و گویند در آذربایجان بسیار است. ( تحفه حکیم مؤمن ). بداشقان. باشغان. ...

فرهنگ فارسی

بیونانی حشیشی است گرم و خشک و آنرا بعربی کف الکلب خوانند بدسغان .

کلمات مرتبط

  • باسقان
  • بدسقان
  • الباسان
  • روش باستان شناختی
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات