کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بدازمون | کلماتور
معانی کلمه : بدازمون
تلفظ بین المللی :
/bedˈɑzemˌun/
تلفظ :
[bed'Azem,un]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
بدآزمون
بازمونی
بازماندگان محمد
بالمونت کنستانتین
بدایونی عبدالقادر
کارست بازمانده
کانی بازمانده
کاکایی بازمانده
کنار باند بازمانده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
( بدآزمون )
بدآزمون. [ ب َ / ب َ زِ ] ( ص مرکب ) چیزی که آزمایش آن نتیجه بدی می دهد :
انده ارچه بدآزمون تیریست
صبر تن دار نیک خفتانیست.
مسعودسعد.
و رجوع به آزمون شود.
فرهنگ معین
( بدآزمون )
( ~. زِ ) (ص . ) بدسابقه ، نابکار.
کلمات مرتبط
بدآزمون
بازمونی
بازماندگان محمد
بالمونت کنستانتین
بدایونی عبدالقادر
کارست بازمانده
کانی بازمانده
کاکایی بازمانده
کنار باند بازمانده
نظرات