معنی کلمه : بدآگاه
لغت نامه دهخدا
بدآگاه . [ ب َ ] (ص مرکب ) جاهل . جاهل بجهل مرکب . بی خبر. (یادداشت مؤلف ). دژآگاه . (فرهنگ اسدی ذیل دژآگاه از یادداشت مؤلف ).

بدآگاه . [ ب َ ] (ص مرکب ) جاهل . جاهل بجهل مرکب . بی خبر. (یادداشت مؤلف ). دژآگاه . (فرهنگ اسدی ذیل دژآگاه از یادداشت مؤلف ).