بدآموز. [ ب َ ] (نف مرکب ) آموزنده ٔ بدی و شرارت . (ناظم الاطباء). آنکه چیزهای بد به دیگران یاد دهد. کسی که پندهای نادرست دهد. مقابل نیک آموز. (فرهنگ فارسی معین ). بدآموزنده : گرزم بدآموز گفت از خردنباید جز آن چیز کاندر خورد. دقیقی .و دیگر که اند از پراکندگان بدآموز و بدخواه و کاوندگان . فردوسی .رسیدند هر دو بمردی بجای بدآموز شد هر دو را رهنمای . فردوسی .ز گفت بدآموز جوشان شدندبنزدیک مادر خروشان ش...
فرهنگ عمید
کسی که کارهای بد یا مطالب بد به دیگران یاد میدهد.