Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بد گوار

تلفظ بین المللی : /bˈad ɡavˈɑr/ تلفظ :‌ [b'ad gav'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بد گوار بودن
  • بد گواری
  • بدگوار
  • بدگواری
  • شاخ بدیوار
  • ادم تنومند و بدقواره
  • پیوستگی جفت جنین بدیوار زهدان
  • بدگوهر
  • بدگوهری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدگوار. [ ب َ گ ُ ] ( نف مرکب ) که بد گوارد. که بد هضم شود. دژگوارد. بطی ءالانهضام. بطی ءالهضم. سَیَّی ٔالهضم. بدگوارد. ( از یادداشتهای مؤلف ) : این راز نعمت تو طعامی است خوش مزه و آن راز سطوت توشرابیست بدگوار.مسعودسعد.شراب خرمایی... غلیظ و بدگوار است و راه جگر ببندد. ( نوروزنامه ). تخم کتان بدگوار است و معده را زیان دارد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).تیزی و تلخ و بدگوار و غلیظصبری ای...خواره زن ، صبری.س...

فرهنگ فارسی

که بد گوارد که بد هضم شود .

مترادف و متضاد

dyspeptic (صفت)
بد خلق، غمگین، دارای اختلال هاضمه، بد گوار

indigestible (صفت)
بد گوار، غیر قابل هضم

کلمات مرتبط

  • بد گوار بودن
  • بد گواری
  • بدگوار
  • بدگواری
  • شاخ بدیوار
  • ادم تنومند و بدقواره
  • پیوستگی جفت جنین بدیوار زهدان
  • بدگوهر
  • بدگوهری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات