Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بد دهنی

تلفظ بین المللی : /bˈad dahˈani/ تلفظ :‌ [b'ad dah'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بد دهنی کردن
  • دنیای کمتر بد
  • بددهنی
  • ادم بددهن و ماجراجو
  • بددهانی
  • بددهنه
  • بددهن
  • بددینی
  • بدذهنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بددهنی. [ ب َدْ، دَ هََ ] ( حامص مرکب ) عمل بددهن. فحش. ناسزا. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

عمل بد دهن فحش ناسزا .

مترادف و متضاد

abuse (اسم)خفت، خواری، سوء استعمال، توهین، فحش، پرخاش، تهمت، بد زبانی، بد دهنی، سبswearword (اسم)فحش، بد زبانی، بد دهنی، ناسزا، کفر گویی، قسم دروغscurrility (اسم)بد دهنی، سخن زشت، فحاشی، فحش کاری...

کلمات مرتبط

  • بد دهنی کردن
  • دنیای کمتر بد
  • بددهنی
  • ادم بددهن و ماجراجو
  • بددهانی
  • بددهنه
  • بددهن
  • بددینی
  • بدذهنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات