Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بخور شیشه

تلفظ بین المللی : /bˈoxor ʃˈiʃeː/ تلفظ :‌ [b'oxoR S'iSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بخورشیشه
  • الشیعه الجذور و البذور
  • بخور
  • بُخور
  • بخور مریم
  • بخور خوشبو
  • بخور دادن
  • بخور دادن به
  • بخور سوز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بخورشیشه. [ ب َ / ب ُ شی ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) چندی از عطریات باشد که با آب تر کنند و بر آتش نهندتا مجلس معطر شود. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). چندی از عطریات یکجا به آب یا بشربت ترکرده در مجلس بر آتشدان می نهند چون دود از آن برمی آید همه مجلس معطر می شود. ( شرفنامه منیری ). لخلخه. ( سروری از آنندراج ). خان آرزو می گوید: بخورشیشه آن باشد که خوشبویها در شیشه کرده آدمی را دهن...

فرهنگ فارسی

چندی از عطریات باشد که با آب تر کنند و بر آتش نهند تا مجلس معطر شود لخلخه .

کلمات مرتبط

  • بخورشیشه
  • الشیعه الجذور و البذور
  • بخور
  • بُخور
  • بخور مریم
  • بخور خوشبو
  • بخور دادن
  • بخور دادن به
  • بخور سوز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات