کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بخط کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈaxt kˈardan/
تلفظ :
[b'axt k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
بخت ازمایی کردن
بخش کردن
بدو بخش تقسیم کردن
به سه بخش تقسیم کردن
تقسیم به بخش های جزء کردن
دو بخش کردن
سه بخش کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
row
(فعل)
ردیف کردن، راندن، قرار دادن، پارو زدن، بخط کردن
کلمات مرتبط
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
بخت ازمایی کردن
بخش کردن
بدو بخش تقسیم کردن
به سه بخش تقسیم کردن
تقسیم به بخش های جزء کردن
دو بخش کردن
سه بخش کردن
نظرات