کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بخشنامه کردن
تلفظ بین المللی :
/baxʃnˈɑmeː kˈardan/
تلفظ :
[baxSn'Ame: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برنامه تلزیویونی پخش کردن
برنامه تهیه کردن
برنامه دار کردن
برنامه ریزی کردن
بارنامه کردن
بخشنامه
بخشنامه، بخشنامه
بخشنامه اتحادیه بین المللی اخترشناسی
وابسته به بخشنامه پاپ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
circulate
(فعل)
به گردش درآوردن، گردش کردن، بخشنامه کردن، بدور محور گشتن
کلمات مرتبط
برنامه تلزیویونی پخش کردن
برنامه تهیه کردن
برنامه دار کردن
برنامه ریزی کردن
بارنامه کردن
بخشنامه
بخشنامه، بخشنامه
بخشنامه اتحادیه بین المللی اخترشناسی
وابسته به بخشنامه پاپ
نظرات