معانی کلمه : بخشایشگر
لغت نامه دهخدا
بخشایشگر. [ ب َ ی ِ گ َ ] ( ص مرکب ) رحیم و رحم کننده. ( ناظم الاطباء ). رؤف. ( یادداشت مؤلف ). رحمن. ( زمخشری ). بخشایشگر مرادف الرحیم و بخشاینده مرادف الرحمن است. ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
بخشاینده، عفوکننده.
فرهنگ فارسی
بخشاینده، عفوکننده
رحیم و رحم کننده رحمن .
رحیم و رحم کننده رحمن .
مترادف و متضاد
بخشاینده، بخشنده، منان، وهاب ≠ منتقم
merciful (صفت)
مهربان، کریم، بخشنده، رحیم، غفور، بخشایشگر، رحمت امیز
