کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بخاردار
تلفظ بین المللی :
/boːxˈɑrdɑr/
تلفظ :
[bo:x'ARdAR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رِنان باردار
رِنای ناقل باردار
رژیم بارداری
باریکه ذرات باردار
فشارخون بارداری
بارداری
ابستنی در دوره بارداری
باردار شدن
باردار کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
humid (صفت)ابدار، نمناک، مرطوب، تر، بخاردار، نمدارvaporous (صفت)پوچ، بی اساس، بخاردار، مانند بخارfumy (صفت)بخاردار، دود دارvapoury (صفت)بخاردار، شبیه بخار، بخار مانند، بخارالود، بخاروار...
کلمات مرتبط
رِنان باردار
رِنای ناقل باردار
رژیم بارداری
باریکه ذرات باردار
فشارخون بارداری
بارداری
ابستنی در دوره بارداری
باردار شدن
باردار کردن
نظرات