معانی کلمه : بحاث
لغت نامه دهخدا
بحاث . [ ب َح ْ حا ] (ع ص ) بسیار بحث کننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خبرجوینده . (مهذب الاسماء). و رجوع به بحث شود.
فرهنگ عمید
بسیار بحث کننده، بسیار جوینده و کنجکاو.
فرهنگ فارسی
بسیار بحث کننده، بسیار جوینده و کنجکاو
( صفت ) بسیار بحث کننده کاوشگر.
نام یکی از صحابه است که در غزوه بدر حضور داشته .
( صفت ) بسیار بحث کننده کاوشگر.
نام یکی از صحابه است که در غزوه بدر حضور داشته .
