Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بجوش امدن

تلفظ بین المللی : /bedʒˈuːʃ ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [bedZ'u:S 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بجوش آمدن
  • بهوش امدن
  • بجوش
  • دیگ بجوش اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • دیگ بجوش آوردن
  • خون بجوش
  • اوستا بدوش بازی
  • شکستگی بدجوش خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( بجوش آمدن ) بجوش آمدن. [ ب ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + جوش + آمدن ) جوش آمدن. بحد جوشیدن رسیدن. رجوع به جوش آمدن شود. || بحرکت آمدن. طغیان کردن. جنبش آغاز کردن : ز هر دو سپه بر فلک شد خروش زمین همچو دریا بر آمد بجوش.فردوسی.باده نوشان درآمدند بجوش در و دیوار برکشید ندا.ناصرخسرو.بر عدم ها کان ندارد چشم و گوش چون فسون خواند همی آید بجوش.مولوی. || آشفته شدن. خشمگین شدن :گو نامبردار شد پرخروش از...

فرهنگ فارسی

( بجوش آمدن ) جوش آمدن بحد جوشیدن رسیدن .

کلمات مرتبط

  • بجوش آمدن
  • بهوش امدن
  • بجوش
  • دیگ بجوش اوردن
  • خون کسی را بجوش اوردن
  • دیگ بجوش آوردن
  • خون بجوش
  • اوستا بدوش بازی
  • شکستگی بدجوش خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات