Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بجه

تلفظ بین المللی : /bˈadʒeː/ تلفظ :‌ [b'adZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • بِجِه
  • بجه بجه کردن
  • بجه رفک
  • ناصر بجه ای
  • البجه حماه
  • قبایل بجه
  • بجهت
  • بجهت معینی راهنمایی کردن
  • خط بجهان کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بجة. [ب َج ْ ج َ ] (اِخ ) نام بتی است . (از اقرب الموارد).

بجة. [ ] (اِخ ) از دیه های وازکرد قم . (از تاریخ قم ص 137).

بجة. [ ب َج ْ ج َ ] (اِخ ) شهری بین فارس و اصفهان . (از معجم البلدان ). نام جای و مقامی مابین اصفهان و فارس . (آنندراج )(برهان قاطع). و رجوع به نزهةالقلوب ...

فرهنگ فارسی

نام بتی است .

دانشنامه عمومی

[ ب ِ جِ ِ] بدو، فرار کن در اصطلاح یا ضرب المثل محلی"وردار و بجه" یعنی بردار و فرار کن.

گویش مازنی

۱بپر ۲فرارکن ۳پروازکن

/bajje/ بپر - فرارکن ۳پروازکن

کلمات مرتبط

  • بِجِه
  • بجه بجه کردن
  • بجه رفک
  • ناصر بجه ای
  • البجه حماه
  • قبایل بجه
  • بجهت
  • بجهت معینی راهنمایی کردن
  • خط بجهان کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات