Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بجشک

تلفظ بین المللی : /bˈadʒʃak/ تلفظ :‌ [b'adZSak]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بجشک ستور
  • بجشکی
  • بجشکی کردن
  • عنان برشکستن
  • فضای بشکه ای
  • باشکیرتسف ماری
  • باشکیروف اندری
  • قایم باشک
  • قرقرۀ بشکه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بجشک . [ ] (اِخ ) کوهی است میانه ٔ بلوک سروستان و خفر فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).

بجشک . [ ب ِ ج ِ ] (اِ) حکیم .طبیب . پزشک . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری ). دانشمند. (برهان قاطع) : و [ غوریان ] طبیبان را بزرگ دارند وهرگه که ایشان را ببینند نماز برند و این بجشکان رابر خون و خواسته ٔ ایشان حکم باشد. (حدود العالم ).هم رنگ زرشک شد سرشکم بگشا...

فرهنگ معین

(بِ جِ شْ ) (اِ ) پزشک ، طبیب .

فرهنگ فارسی

( اسم ) گنجشک
کوهی است میانه بلوک سروستان و خفر فارس .

کلمات مرتبط

  • بجشک ستور
  • بجشکی
  • بجشکی کردن
  • عنان برشکستن
  • فضای بشکه ای
  • باشکیرتسف ماری
  • باشکیروف اندری
  • قایم باشک
  • قرقرۀ بشکه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات