Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بجای داشتن

تلفظ بین المللی : /bedʒˈɑje dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [bedZ'Aje d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اعزام داشتن برای
  • برای اینده نگاه داشتن
  • برای یدکی نگاه داشتن
  • اب برای کسی نداشتن نان برای دیگری داشتن
  • چیزی برای به خاطر داشتن
  • حق داشتن وضعیتی مناسب برای زندگی
  • زمانی برای دوست داشتن
  • کسی برای دوست داشتن
  • بجای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بجای داشتن. [ ب ِ ت َ ]( مص مرکب ) باقی گذاشتن. نگه داشتن : چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت. ( قصص الانبیاء ص 29 ). || بموقع نهادن.

فرهنگ فارسی

باقی گذاشتن نگهداشتن .

کلمات مرتبط

  • اعزام داشتن برای
  • برای اینده نگاه داشتن
  • برای یدکی نگاه داشتن
  • اب برای کسی نداشتن نان برای دیگری داشتن
  • چیزی برای به خاطر داشتن
  • حق داشتن وضعیتی مناسب برای زندگی
  • زمانی برای دوست داشتن
  • کسی برای دوست داشتن
  • بجای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات