Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بت خاک

تلفظ بین المللی : /bˈot xˈɑk/ تلفظ :‌ [b'ot x'Ak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بتخانه
  • بتخانه، بتخانه
  • بخاک افتادن
  • بخاک افتاده
  • بخاک سپاری
  • بخاک سپردن
  • پوزه بخاک مالیدن
  • بتخاله
  • بخاک آوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بت خاک. [ ب ُ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک کابل. ( برهان قاطع ) ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

موضعیست نزدیک کابل

کلمات مرتبط

  • بتخانه
  • بتخانه، بتخانه
  • بخاک افتادن
  • بخاک افتاده
  • بخاک سپاری
  • بخاک سپردن
  • پوزه بخاک مالیدن
  • بتخاله
  • بخاک آوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات