Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ببار نشستن

تلفظ بین المللی : /bebˈɑr neʃˈastan/ تلفظ :‌ [beb'AR neS'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • به بار نشستن
  • به بار نِشِسَّن
  • ببار
  • ببار آمدن
  • ببار آوردن
  • ببار امدن
  • ببار اوردن
  • روی من ببار
  • دیر بار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ببار نشستن. [ ب ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) میوه و گل آوردن. به بار آمدن. بار دادن. گل و میوه دادن.آغاز میوه دادن کردن. || به دربار نشستن.بار دادن. اجازه درآمدن به حضور دادن :
بکردار شاهان نشیند به بار
ابا یوز در دشت جوید شکار.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

میوه و گل آوردن

کلمات مرتبط

  • به بار نشستن
  • به بار نِشِسَّن
  • ببار
  • ببار آمدن
  • ببار آوردن
  • ببار امدن
  • ببار اوردن
  • روی من ببار
  • دیر بار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات