معانی کلمه : بایکوت
فرهنگ عمید
تصمیم دسته جمعی چند شخص، شرکت، یا کشور برای قطع روابط خود با یک شخص، شرکت، یا کشور برای ابراز عدم رضایت از عملکرد وی، تحریم.
فرهنگ معین
[ انگ . ] ۱ - (مص م . ) طرد کردن . ۲ - (اِمص . ) تحریم .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تحریم
wikijoo: بایکوت
دانشنامه عمومی
تحریم کردن یک معامله تجاری، طرد کردن، از دور خارج کردن
مترادف و متضاد
boycott (اسم)
تحریم، بایکوت
