معانی کلمه : بایت
لغت نامه دهخدا
بایت . [ ی ِ] (ع ص ) بائت . بیتوته کننده و شب گذراننده در نزد کسی : و البائت علی فراش رسول اﷲ (ص ) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب . (از ناظم الاطباء). و رجوع به بائت شود.
فرهنگ معین
(ئِ ) [ ع . ] (ص . ) آن چه شبی بر آن گذشته باشد (از گوشت و نان و غیره )، شب مانده ، بیات ، مق . تازه .
[ انگ . ] ( اِ. ) کوچکترین گروه واحد اطلاعاتی در یک کامیپوتر که ظرفیت حافظة کامپیوتر را با آن می سنجند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دنبالهای از ارقام دوگانی همجوار که معمولاً برای نمایش یک نویسه به کار میرود
شب مانده، خوراک شب مانده، نان شب مانده
بیتوته کننده و شب گذرنده
بیتوته کننده و شب گذرنده
دانشنامه عمومی
هشته (هَشتِه). (زبانزد دانشی). چون یک بایت هشت بیت دارد آنرا به پارسی هشته می گویند.
فرهنگستان زبان و ادب
{byte} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] دنباله ای از ارقام دوگانی هم جوار که معمولاً برای نمایش یک نویسه به کار می رود
