باگواس . [ گ ُ ] (اِخ ) نام خواجه ٔ محبوب اسکندر که از مخالفین والی پارس بود. او در جریان دزدیده شدن اشیاء قیمتی قبر کورش ، والی پارس را که بیگناه بود به این کار متهم ساخت . (ایران باستان ص 1565). کنت کورث گوید: نبرزن با هدایائی نزد اسکندر آمد و جزء همراهانش خواجه ای بود باگواس نام . این جوان از حیث صباحت منظر مثل و مانند نداشت . او محبوب اسکندر گشت چنانکه سابقاً محبوب داریوش بود و به اصرار او اسک...
دانشنامه آزاد فارسی
باگواس (Bagoas)خواجۀ حیله گر دربار اَردَشیر سوم هخامَنِشی. نام او باید بَغوآس باشد؛ که در تورات بَغوای آمده است. باگواس در ۳۴۸پ م شورش یهودیان را سرکوب کرد. او در ۳۳۸پ م اردشیر را برای دست یافتن به قدرت مطلق مسموم کرد و ارشک کوچک ترین پسر او را بر تخت شاهی نشاند و برادران ارشک را نیز کشت. منابع یونانی روایت کرده اند که باگواس، اردشیر را پوست کند و جلو گربه ها انداخت و فرد دیگری را در آرامگاه شاهی ...