کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باک-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : باک داشتن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑk dˈɑʃtan/
تلفظ :
[b'Ak d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با انبر نگه داشتن
با بالش نگه داشتن
با خنده اظهار داشتن
با طناب نگه داشتن
با لنگر بستن یا نگاه داشتن
با میله نگه داشتن
با گوه نگاه داشتن
با گیره یا عایق نگاه داشتن
باد غرور داشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
باک داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) ترس داشتن. پروا داشتن. بیمناک بودن. ترسیدن. پروا کردن : شما دل بفرمان یزدان پاک بدارید وز ما ندارید باک.فردوسی.تو از کشتن او مدار ایچ باک چو خون سر خویش جوید بخاک.فردوسی.یک سر تاسرای پسرم مسعود شود و از کس باک ندارد. ( تاریخ بیهقی ).هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک.حافظ. || اکتراث. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). مبالاة. ( دهار ) ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بیم داشتن ترس داشتن پروا داشتن .
مترادف و متضاد
اندیشه داشتن، بیم داشتن، ترسیدن، پروا کردن، واهمه داشتن، هراسیدن ≠ بی پروا بودن، بیپروایی کردن
reck
(فعل)
بیم داشتن، باک داشتن
کلمات مرتبط
با انبر نگه داشتن
با بالش نگه داشتن
با خنده اظهار داشتن
با طناب نگه داشتن
با لنگر بستن یا نگاه داشتن
با میله نگه داشتن
با گوه نگاه داشتن
با گیره یا عایق نگاه داشتن
باد غرور داشتن
نظرات